اعتماد به دشمن، خیانت به کشور

لطفاورود یا ثبت نام پست ها را دوست دارم
اخبار

-قبل از این که دشمن از فشار و فریب ما مأیوس شود، باید ما از اعتماد و امید به دشمن مأیوس و ناامید شویم.

مذاکره با آمریکا

چرا با وجود تکرار مکرر تجربه های تلخ اعتماد به دشمنان اسلام و جامعه اسلامی، هنوز این قصه پرغصه به درازا کشیده است؟ رد پای دشمن بزرگ تری به نام نفس اماره، تأثیر خواص جاهل و بی بصیرت، بزک کردن باطل از سوی جریان تحریف و بی توجهی به نصایح دلسوزانه از جمله دلایل ادامه یافتن این روند غلط بوده است.

در این که اعتماد به دشمنان و کفار به خصوص دشمنی که حیله گریش بارها به اثبات رسیده، کاری غلط و خسارت بار است تردیدی نیست اما آن چه اهمیت دارد آن است که، چرا تاریخ دوباره تکرار می شود و همواره طیف قابل توجهی از مردم باز هم در دام اعتماد و امید به دشمن قرار می گیرند؟ با مرور برخی آیات و روایات دراین باره به دنبال یافتن پاسخ این پرسش هستیم.

خواهش های نفسانی
بارها تأکید شده که مقابله با دشمن درونی بسیار سخت تر از تقابل با دشمنان بیرونی است و از آن با عنوان «جهاد اکبر» نام برده اند؛ چنان که رسول خدا صلّی الله علیه و آله خطاب به سربازانی که از یک جهاد بازمی گشتند فرمودند: «مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ؛ [1] مرحبا به گروهی که جهاد اصغر را انجام دادند و تکلیف جهاد اکبر همچنان بر دوش آنهاست. آنان گفتند: یا رسول الله جهاد اکبر چیست؟ فرمود: جهاد با نفس.»
واقعیت آن است که دست دشمن درونی در قصه تلخ افتادن در دامهای فریب دشمنان بیرونی به عیان قابل مشاهده است؛ اگرنه، چه دلیلی دارد که نسبت به دشمنی که از هر فرصتی برای نابودی اسلام و جامعه اسلامی استفاده می کند رغبتی هر چند اندک باقی بماند؟
بر این اساس، میزان رغبت مردم، مسئولین، خواص و عوام نسبت به ارتباط با دشمن قسم خورده نشان از درجه شکست آن ها در مقابل نفس اماره و شهوت طلب است که موجب می شود حقایق به فراموشی سپرده شده و همچنان زمینه فریب از سوی دشمن بیرونی فراهم شود. تا وقتی در میدان جهاد با نفس و کنترل خواهش های نفسانی پیروز نشویم، چراغ سبز دشمن درونی، مانع جدی در یأس دشمنان بیرونی نسبت به فریب جامعه اسلامی خواهد بود.
به عبارت دیگر، تا همگی نتوانیم مرکب چموش هواها و خواهش هایمان را لجام زنیم، همچنان ندای فریبنده دشمن، تعداد قابل توجهی از ما را متوجّه خود خواهد ساخت. یعنی باید اول ما از دشمن مأیوس شویم تا در مرحله بعد بتوانیم او را از فشار و فریب مأیوس کنیم.

جهالت و بی بصیرتی خواص
به طور طبیعی طیف وسیعی از مردم، تحت تأثیر خواص، چهره های مشهور و مورد علاقه خود هستند و متأسفانه در بسیاری از مسائل، با کمترین دلیل و بهانه ای از آنان پیروی می کنند. تأسف مضاعف آن که، بسیاری از خواص در طول تاریخ را نمی توان در زمره آگاهان و دانایان شمرد و همین مسأله موجب شده جهالت آنان، پیروان آنان را نیز به ورطه گمراهی و خطا بکشاند.
اتفاقاً در قصه طولانی و پر غصه افتادن در دام نیرنگ دشمنان نیز نقش خواص ناآگاه و بی بصیرت پررنگ بوده است؛ از این رو امیرالمؤمنین با اشاره به نقش جهالت در فریب خوردن افراد می فرمایند: «الْغَفْلَةُ ضَلَالَةٌ الْغِرَّةُ جَهَالَة؛ [2] غفلت سبب گمراهی، و فریب خوردن نشانه نادانی است.» نادان و کسی که از نادان پیروی می کند عاقبتی یکسان دارند.

تزیین و رنگ و لعاب باطل
یکی از ویژگی های فطری انسان، زیبایی جویی است. اما گاهی چیزهای باطل و زشت سیرت در ظاهری زیبا و در کادویی فریبنده بزک شده و به جامعه ارائه می شوند؛ بزک کنندگان باطل، همان جریان تحریف هستند. یکی از اثرات مخرب جریان تحریف که در طول تاریخ هزینه های هنگفتی را بر دوش جامعه و تاریخ اسلامی تحمیل کرده است تزیین دشمن و محور باطل بوده است که منجر به گمراهی افراد و جوامع بسیاری شده است.
دشمنان سعادت انسان از جمله نفس اماره، ابلیس و کفار در استفاده از روش تزیین باطل برای گمراه ساختن انسان، همراه و پشتیبان یکدیگرند. مثلاً در مورد نفس اماره در آیات قرآن و روایات اسلامی به این روش فریبنده اشاره شده است؛ چنان که قرآن کریم در مورد ادعای دروغین برادران مبنی بر کشته شدن حضرت یوسف علیه السلام می فرماید: «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُم‏؛ [3] بلكه نَفْس شما كارى [بد] را براى شما آراسته است.» امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در این باره می فرمایند: «كَفَى بِالْمَرْءِ غُرُوراً أَنْ يَثِقَ بِكُلِّ مَا تُسَوِّلُ لَهُ نَفْسُه‏؛ [4] در غفلت و فريب خوردگى آدمى همين بس كه به هر آنچه نفس در نظرش بيارايد اعتماد كند.» از این روش می توان با نام «خود فریفتگی» نیز یاد کرد. خودفریفتگی در بسیاری از مواقع اگرچه منشأ درونی دارد اما ابلیس و دشمنان بیرونی نیز به تقویت و تجهیز آن کمک می کنند.

بی توجهی به نصایح دلسوزانه
در مقابل همدستی دشمنان بیرونی و درونی در استفاده از روش های گوناگون برای اغوای انسان، سامانه های مختلف دفاع درونی و بیرونی انسان نیز به طور طبیعی فعال است که یکی از مؤثرترین آن ها نصیحت پذیری از دلسوزان است.  اگر چه نفس اماره، جهالت و بی بصیرتی خواص و تلاش دشمنان و غریب دوستان در تزیین و بزک راه های غلط، عوامل مهمی در تکرار سناریوهای فریفتگی برخی از اقشار جامعه به شمار می روند اما اگر، تنها روحیه توجه به نصیحت های دلسوزانه و مشفقانه در دستور کار همگان قرار گیرد، باز هم نقشه دشمنان درونی و بیرونی نقش بر آب خواهد شد.
گاهی نصیحت از درون انسان سرچشمه می گیرد و گاهی فرد دیگری انسان را نصیحت می کند. امام جواد علیه السلام در این باره می فرمایند: «الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى تَوْفِيقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ؛ [5] مؤمن نيازمند سه چيز است: توفيقى از پروردگار، پند دهنده اى از درون خويش و پذيرش از نصيحت كنندگان.» فروتنی و تلاش برای فهم و عمل به نصایح دلسوزان فهیم، نقش زیادی در جلوگیری از افتادن در دام های نفس اماره، دشمنان و شیاطین خواهد داشت.

پی نوشت
[1] كلينى، محمد بن يعقوب؛ الكافي( ط- الإسلامية)، ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران، 1407 ق‏، ج 5، ص 12، ح 3.
[2] تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد؛ تصنيف غرر الحكم و درر الكلم،‏ ناشر: دفتر تبليغات‏، قم، 1366 ش، ص 310، ح 7170.
[3] سوره یوسف، آیه 18.
[4] تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد؛ تصنيف غرر الحكم و درر الكلم،‏ ناشر: دفتر تبليغات‏، قم، 1366 ش، ص 311، ح 7177.
[5] ابن شعبه حرانى، حسن بن على؛ تحف العقول‏، ناشر: جامعه مدرسين‏، قم، 1404 / 1363 ق‏، ص 457

فعلا کسی دوسش نداشته ?

دیدگاهتان را بنویسید