با برادرحاج احمد(۲)

لطفاورود یا ثبت نام پست ها را دوست دارم
اخبار
 

«با حاج احمد متوسلیان  (2)

حاج احمد متوسلیان، هر روز صبح بچه‌ها را  همراه تجهیزات انفرادی، از کوه‌ها بالا می‌برد، و بعد باید پا مرغی سربالایی را می‌رفتیم و خودش هم همیشه در ردیف اول بود. اجازه استراحت نمی‌داد و زمان برگشت از ما می‌خواست که از بالا روی برف‌ها تا پایین غلت بخوریم، آن هم در سرما و برف! سال 59-58.

می‌گفت: فکر نکنید که من می‌خواهم شما را اذیت کنم، می دانم که شما را پدر و مادر ،بزرگ کرده و اینجا آمده‌اید اما باید ورزیده شوید تا در شرایط سخت، بتوانید مقاومت کنید.در استمرار تمرینات کاری کرد که بچه‌ها خستگی سرشان نمی‌شد، هدفشان دفاع از اسلام و ولایت بود. خرداد 59 وارد مریوان شدیم با دلاوری‌های رزمندگان و مریوان را گرفتیم و ضد انقلاب فرار کرد.

حاج احمد به گونه‌ای در مریوان عمل کرد که سپاه پناهنگاه مردم مریوان شده بود. یادم هست در پاکسازی‌ها، حاج احمد می گفت: حق گرفتن یک لیوان آب از مردم را ندارید. یعنی توقع نداشته باشید مردم در خدمت شما باشند کاری نگنید مردم از شما بترسند بلکه مردم باید در میان شما احساس امنیت کنند

در هر روستا که صحبت می کرد همه را برادر خود می‌خواهند و می‌گفت ما برای کار فرهنگی آمده‌ایم ولی متأسفانه در برابر ضد انقلاب مجبور به ایستادگی و دفاع هستیم. با رفتار حاج احمد، روستائیان آزاده هم اسلحه می‌خواستند تا خودشان از روستا و نوامیس واموالشان دفاع کنند

 

فعلا کسی دوسش نداشته ?

دیدگاهتان را بنویسید