جریان شناسی نفاق فصل دوم _ جریان نفاق در جنگ بنی قینقاع

لطفاورود یا ثبت نام پست ها را دوست دارم
اخبار

غزوه بنی قینقاع جنگی بود که با یهودیان بنی قینقاع ساکن در مدینه انجام گرفت.
دلیل این جنگ، نقض پیمان این افراد با پیامبر علیه السلام بود. فردی به نام« عبادة بن صامت خزرجی» خدمت پیامبر علیه السلام رسید و گفت :من هم پیمانانی از یهود دارم که از نظر عدد زیاد و از نظر قدرت نیرومندند، اکنون که آنها ما را تهدید به جنگ می کنند و حساب مسلمانان از غیر مسلمانان جدا شده است من از دوستی و هم پیمانی با آنان برائت می جویم، هم پیمان من تنها خدا و پیامبر اوست، اما فردی منافق به نام عبدالله بن ابی با بنی قینقاع هم پیمان بود .او می پنداشت که شاید روزی اوضاع به حالت گذشته بازگشته و همدستان و هم پیمانان خود را از دست بدهد.و به همین دلیل گفت من از هم پیمانی با یهود برائت نمی جویم؛ زیر را از حوادث مشکل میترسم و به آنها نیازمندم.که دراینجا(سوره مائده آیه۵۱) نازل شد و فرمود ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را ولی و دوست و تکیه گاه خود انتخاب نکنید. آنها اولیای یکدیگرند و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند،از آنها هستند خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی کند. نزول آیه درباره افرادی چون« عبادة بن صامت» و «عبدالله ابن ابی »است. ولی بی شک، این دو فرد تنها به عنوان دو شخص تاریخی مورد نظر نبوده . بلکه نماینده دو مکتب فکری و اجتماعی می باشند. یک مکتب بر این باور است که باید با تکیه بر داخل، از بیگانه روی برگرداند و نباید به او اعتماد کرده و زمان کار خود را به دست او سپرد. در برابر این دیدگاه جریان نفاق، براین باور است که هر شخصی و ملتی نیاز به تکیه گاه دارد و گاهی مصلحت ایجاب می کند که این تکیه گاه از میان بیگانگان انتخاب شود. قرآن کریم با رد دیدگاه مکتب دوم ،مسلمانان را از این طرز تفکر برحذر می دارد، اما برخی از مسلمانان دیدگاه جریان نفاق را ترجیح داده و با فراموش کردن قدرت بی پایان الهی و نادیده گرفتن این فرمان بزرگ قرآن، بیگانگان را به عنوان تکیه گاه خود انتخاب می کنند. بر اساس شواهد تاریخی بسیاری از بدبختی های مسلمانان از همین دیدگاه سرچشمه گرفته است. «آندلس» بهترین تابلو برای نمایش این موضوع بوده و به روشنی نشان می‌دهد که چگونه مسلمانان در ابتدا به نیروی خود درخشان ترین تمدن ها را در آندلس دیروز و اسپانیایی امروز به وجود آوردند، اما با تکیه بر بیگانه چه آسان آن را از دست دادند.
امپراتور عظیم عثمانی که در مدت کوتاهی همانند برف در فصل تابستان به کلی آب شد شاهد دیگری بر این مدعاست. در تاریخ معاصر نیز ضربه هایی که مسلمانان به دلیل این تفکر انحرافی خورده‌اند، کم نیست، اما تعجب در این است که چگونه هنوز برخی بر این باور انحرافی پافشاری و آن را ترویج می کنند. بیگانگان اگر روزی به دلیل منافع مشترک،به اندازه‌ای بسیار محدود همکاری کنند؛ سرانجام ، در لحظات حساس نه‌تنها حساب خود را جدا می کنند، بلکه ضربه های بسیار مهلک نیز به مسلمانان می زنند.

فعلا کسی دوسش نداشته ?

دیدگاهتان را بنویسید