شهیدتندگویان (2)

لطفاورود یا ثبت نام پست ها را دوست دارم
اخبار

شهید تندگویان (۲)

 شهیدمحمدجوادتندگویان

بسم الله الرحمن الرحیم

جواد که به سبب علقه های مذهبی، رهنمودهای پدر و نیز جذب شدن تدریجی به سمت مبارزه و آشنایی دورادور با راه و مرام حضرت امام خمینی(ره)، به ضرورت آموختن زبان عربی و قرآن کریم پی برده بود، به مسجد المصطفی(ص) در میدان حسن آباد رفت. او هر روز مسیر طولانی خانی آباد تا حسن آباد را پیاده طی می کرد تا بر سر درس آقای رضایی حضور بیابد. جالب این که خود در کوتاه مدت، توانست مدرس و معلم این دو درس شود. وقتی وارد دبیرستان شد، تصمیم گرفت انگلیسی را نیز بیاموزد و این گونه بود که برای تأمین هزینه کلاس زبان انگلیسی کار تدریس خصوصی را آغاز کرد. او با هوش و فراستی والا، هر شاگردی را با هر نوع عقیده، سلیقه و تربیت خانوادگی ای در کلاس درس خویش می پذیرفت، اما در پایان هر دوره، شخصیت این معلم کم سن و سال آن چنان بر شاگرد اثر می گذاشت که حتی شاگردان بی نماز، نمازخوان می شدند و جملگی شاگردان در ماه مبارک رمضان به پیروی از استاد کوچک شان روزه می گرفتند.

او فقط معلم ریاضی، انگلیسی، عربی و قرآن نبود. جواد در یک کلام معلم اخلاق بود و کیست که نداند که معلم، هم ردیف با پدر و مادر و گاه بسیار بالاتر از آنان قرار می گیرد و می تواند تحولی عظیم در شاگردان (فرزندان روحی خود) ایجاد کند.

آخر، این همان جوادی بود که از همان دوره کودکی، با وجود بدن ضعیف خود، در برابر زورگویان می ایستاد و مدافع مظلومان بود و هیچ ستمی را تاب نمی آورد. او – شاید بی آن که خود بداند- به خوبی داشت می آموخت که چگونه باید در برابر سخت ترین شکنجپه های عمال ساواک و حرامیان بعثی مقاومت ورزد و مقاومت و ایستادگی را معنایی تازه کند…

پس از قیام

وقتی قیام مردمی 15 خرداد به خون نشست و زعیم عالی قدر شیعه – حضرت امام خمینی(ره) به خارج از ایران تبعید شدند، مبارزان، فشار بیشتری بر رژیم آوردند و در مقابل، ساواک نیز بی رحمانه وارد عمل شد. آمر یکا نمی خواست شاه را تنها بگذارد و زندان ها پر از مبارزان شده و اختناق به منتهی درجة خود رسیده بود. مستشاران آمر یکایی در تمام شؤون مملکت رخنه کرده بودند و حکومت جائر در تحکیم اهدافش، در کنار اختناق، بر ترویج هرزگی و فساد اهتمام می ورزید. جواد، از این که بیشتر مردم در برابر ظلم سکوت کرده اند، در حیرت بود. او نمی توانست بپذیرد که چرا باید سگ فلان تبعه کشور آمر یکا، بر فلان رجل مملکت خودمان برتری داشته باشد! چرا باید فلان گروهبان ارتش آمر یکا بر سپهبدهای ما مقدم باشد؟

 اما ستم و زورگویی، پیشینه ای به قدمت تاریخ بشریت داشت و از زمان هابیل و قابیل با زندگی انسان درهم آمیخته بود. جواد، با حضور در مساجد، هیأ ت ها و مطالعه کتاب هایی که در کتابخانه اش داشت، به خوبی با فلسفه ایستادگی در برابر جور و ستم آشنا بود. او داستان قیام حسینی در کربلا را نیک می دانست و از طریق خواندن اعلامیه های حضرت امام(ره) پی برده بود که تکلیف هر مسلمان در برابر یزید زمان چیست.

 از جملة اقدام های مردم در مقابله با ترویج فساد توسط رژیم جبار، در جنوب شهر، تأسیس هیأت های مذهبی برای جوانان بود. این هیأت ها با کمک روحانیون محلی و حمایت افراد متدین شکل می گرفت و جواد با حضور فعال در یکی از آن ها که در محله خانی آباد برپا شده بود، مبارزات خود را به شکلی جد ی تر پی گرفت. زنده یاد جهان پهلوان تختی نیز – تا زمانی که زنده بود- در برخی از جلسات این هیأت حضور می یافت و با حضور فعال خود، جوانان را به این امر نیکو تشویق می کرد.

 گسترش این گونه هیأ ت ها، کم کم، ساواک را حساس کرد و موجب شد تا برای هر هیأتی یک مأمور گمارده شود. این مأموران در جلسات، تنها با دعا و عزاداری و چای خوردن جوان ها مواجه می شدند، اما نمی دانستند که جوانان خاصی که صلاحیت کافی دارند، بعد از تعطیلی هیأت در جلسه مخفی شرکت می کنند و موضوع جلسات آن ها مبارزه با رواج منکرات و مقابله با رژیم است

فعلا کسی دوسش نداشته ?

دیدگاهتان را بنویسید