شهید تندگویان (۱۳)

لطفاورود یا ثبت نام پست ها را دوست دارم
اخبار

 

بسم الله الرحمن الرحیم

روایت دوم

نخستین فردی که موفق به دیدن عکس اسارت شهید تند گویان شده بود، عکاسی است که سابقه حضور مستمر در جبهه های دفاع مقدس را در پرونده کاری خود ثبت و ضبط کرده است. شنیدن این که نخستین عکس وزیر به اسارت گرفته شده جمهوری اسلامی به وسیله نیروهای بعثی به وسیله عکاسی دیده شده که او نیز این عکس را از یک همتای خود در عراق خریده است، حال و هوایی دیگر و متفاوت با دیگر خاطره های ثبت و ضبط شده از همراهان و همرزمان شهید تندگویان دارد. سعید صادقی عکاس و فیلمبردار دفاع مقدس در ۲۰۰۳ میلادی در دیداری از عراق موفق شد، عکس هایی از شهید تندگویان جمع کند و به این ترتیب اطلاعات دقیقی از شهادت ایشان به دست آورد. 

صادقی درباره نحوه اسارت جواد تندگویان می گوید: آقای مهندس به منطقه جنگی آمده بودند. دشمن در خاک ایران پیشروی و جاده خرمشهر را تصرف کرده و از کارون گذشته و جاده آبادان-اهواز را هم قطع کرده بود. ایشان به همراه دوستان شان در نزدیکی دارخوین نزدیک جاده آبادان- اهواز به اسارت در آمده بودند. زمانی که جنگ به پایان رسید، خبرهایی شنیدیم که زنده بودن شهید تندگویان را تأیید می‌ کرد. این خبر به وسیله اسرایی که به ایران برگشته بودند به ما رسید.

وی درباره احتمال زنده بودن تندگویان ابراز داشت: بعد از ماجرای حمله آمریکا به عراق در ۲۰۰۳ میلادی بود که ما وارد بغداد شدیم تا از ورود نظامی های آمریکایی تصویر برداری کنیم، یکی از دوستان من به نام آقای سید یاسر هشترودی که نویسنده دفاع مقدس هستند نیز در آن جا به جمع آوری اسناد جنگ ایران و عراق مشغول بودند که بیشتر درباره این موضوع فعالیت می‌کرد. ما در میان این مدارک عکسی از شهید تندگویان دیدیم و تصمیم گرفتیم که این عکس ها را جمع آوری کنیم. در این میان عکسی از شهید تندگویان پیدا کردیم که در میان نیروهای بعثی گرفتار بود، البته قیافه ایشان چندان تغییری نکرده بود. در ذهن ما این موضوع شدت گرفت که دنبال عکس های جنگ ایران و عراق بگردیم. در حقیقت، آقای هشترودی دنبال اسناد بود و من دنبال عکس های ایران و عراق بودم. شخصی که این عکس را گرفته بود مرده بود، دنبال عکس های دیگری بودیم. در حین این جستجوها یکی دیگر از این عکاسان، به نام آقای سید عبد بطاط را پیدا کردیم. البته آقای بطاط در روزنامه الزمان فعالیت می‌کرد. این زمانی بود که آمریکایی ها در بغداد حضور نظامی داشتند و به آن جا مسلط شده بودند.

وی می افزاید: ما در شهر هر چقدر پرس و جو کردیم ایشان را پیدا نکردیم تا روزی که قرار شد به ایران برگردیم سه ساعت قبل از حرکت در بصره بودیم. آقایی که ما را چندین بار در عراق دیده بود، گفت آقای بطاط در بصره است و چون با ایشان نسبت فامیلی داشت، این موضوع را می‌دانست. این شخص به ما توضیح داد که آقای بطاط مدتی بعد از جنگ کار خبرنگاری انجام داده است. آقای بطاط را در رستورانی دیدیم و با هم بستنی خوردیم. آن جا بود که گفت از دوستان صمیمی «احمد زیدان» است و اطلاعاتش را از طریق زیدان به دست می‌آورد. احمد زیدان، فاتح خرمشهر بود که پس از تسخیر خرمشهر مدال گرفته و به درجه سرلشکری ارتقا پیدا کرده بود. این عکاس شخص مهمی بود و سران رژیم بعث رابطه داشت. زیدان هم آدم کوچکی نبود و به طور مسلم با سران بالای حکومت ارتباط داشت. من پیشنهاد کردم که با هم نمایشگاه برگزار کنیم، اما آقای هشترودی مایل بود که عکس های سید بطاط را بخرد. بعد تصمیم گرفت به سمت محلی که می‌گفت برویم. 

صادقی همچنین عنوان کرد: نکته جالب این بود که در عکس، بعضی ها چشم و دست بسته بودند. او گفت: «یک عکس دارم که خیلی مهم است، این عکس وزیر شما است.» من فهمیدم که منظور او شهید تندگویان است. آقای هشترودی برای خریدن عکس ها چانه می‌زد. من پیشنهاد دادم که یک نمایشگاه بگذاریم و عکس ها را در آن جا بفروشیم، البته در نهایت آقای هشترودی عکس ها را خرید. سید بطاط حتی وقتی پیشنهاد دادیم که ۵۰۰ دلار هم بدهیم و او به ایران بیاید موافقت نکرد. در میان عکس هایی که آقای هشترودی خرید، عکس شهید تندگویان هم بود. آقای هشترودی از بطاط پرسید که ایشان تا چه سالی زنده بودند؟ او گفت: تا حوالی ۱۳۷۰ خورشیدی ایشان زنده بود و آقای بطاط نخستین کسی بود که از شهید تندگویان عکس گرفته بود و اطلاع داشت که تا چه زمانی زنده بود. بطاط چندین بار هم با احمد زیدان صحبت کرده و اطلاعاتی را به دست آورده بود. می‌گفت بر اثر شکنجه سنگین، شهید شد و این اطلاعات را از طریق احمد زیدان که از دوستان صمیمی‌اش بود به دست آورده و از طریق رده های بالای مردان عراق فهمیده بود که مهندس تندگویان تا نزدیک سال ۱۳۷۰ زنده بود. در واقع ایشان به خاطر شدت جراحت های وارده، شهید شده بود.

فعلا کسی دوسش نداشته ?

دیدگاهتان را بنویسید