شهید تندگویان (۴)

لطفاورود یا ثبت نام پست ها را دوست دارم
اخبار

 

 شهیدمحمدجوادتندگویان

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشکده نفت انجمن اسلامی داشت و اگرچه به تشخیص رئیس وقت دانشکده، در گزارشی به ساواک، انجمن اسلامی رو به زوال بود، اما در هر حال وجود داشت و مهم ترین عامل جذب بچه مسلمان ها به این دانشکده به شمار می رفت.

 البته دانشکده نفت آبادان، در آن زمان و در آستانه ترقی بهای نفت در جهان و افزایش درآمد ارزی ایران از فروش نفت، طبعاً از موقعیت ویژه ای برخوردار بود که جواد در اولین روزهای ورود به این دانشکده متوجه آن شد و سعی کرد علیه بعضی از کاستی های آن جبهه گیری کند.

 دانشکده نفت آبادان از ابتدای تأسیس تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 ، به روش دانشکده های انگلستان و زیر نظر کارشناسان و اساتید خارجی و بیشتر انگلیسی، اداره می شد. دانشجویان به طنز شایع کرده بودند:

 «دانشکده ما قطعه ای از خاک ناپاک انگلستان است که برای رفاه حال ما، استعمارگران به ایران منتقلش کرده اند! غیر از آن، تعداد قابل توجهی از دانشجویان این دانشکده از فرقه ضاله بهائیت بودند و بهائی ها نفوذ زیادی داشتند، حتی بعضی از اساتید دانشکده نفت آبادان نیز بهائی بودند، به علاوه شایع بود که رئیس دانشکده هم بهائی است. غیر از اساتید بهائی و خارجی، دانشجویان و اساتید لائیک و به طور کُلی غرب زده نیز تعدادشان کم نبود.

جواد خیلی زود متوجه این نکات پیچیده شد، حتی دانست که شهر آبادان را شاه و اطرافیانش با چه هدفی به شکل یک شهر اروپایی درآورده اند و چرا کارمندان و طبقه مرفه شهر، برخوردار از یک زندگی کاملاً اروپایی و در عین حال بومیان و کارگران از ابتدایی ترین وسایل اولیه زندگی محرومند.

جواد در جست وجوهای خود، در میان دانشجویان، توانست با بچه مسلما ن ها و کسانی که مثل خودش، تربیت مذهبی داشتند رابطه برقرار کند و به عنصر فعال انجمن اسلامی دانشکده نفت تبدیل شود.

بعد از انقلاب، هیأتی از سوی شورای انقلاب، مأمور رسیدگی به سوابق اساتید و کارمندان و کارگران شرکت نفت آبادان شده بودند که جواد هم در آن هیأت عضویت داشت. آ ن ها پس از رسیدگی به پرونده های افراد، متوجه شدند که از رئیس تا دربان دانشکده و حتی اکثر مسؤولین و خدمه خوابگاه های دانشجویی، عضو ساواک یا خبرچین آن و لااقل نیمی از پرسنل دانشکده به طور مستقیم یا غیرمستقیم عضو یا وابسته به ساواک بوده اند.

 در چنین شرایطی جواد به عضویت انجمن اسلامی دانشکده نفت آبادان درآمد. بعضی از اعضای سابق انجمن بعد از پایان تحصیل، به رغم این که از این دانشکده رفته بودند و این جا و آن جا شاغل بودند، ارتباط خود را با انجمن اسلامی دانشکده قطع نکرده بودند و گه گاه سری به آن می زدند. با این همه، تعداد اعضای انجمن اسلامی، در مقایسه با انبوه دانشجویان لائیک و غرب زده، بهائی و غیره، بسیار کم بود و فعالیت چندانی نمی توانست داشته باشد. معمولاً بچه مسلمان ها، از یک صدم امکانات مالی دانشجویان بهائی بی بهره بودند و امکانات بسیار ضعیف مالی و فشار ساواک و اختناق حاکم بر جامعه، به آنان اجازه فعالیت چندانی نمی داد.

 جواد در ابتدای ورود به انجمن اسلامی دانشکده نفت آبادان با «علی اصغر لوح »یکی از دانشجویان دیگر این دانشکده – که در زمان کوتاه تحصیل و آموزش زبان انگلیسی در دانشکده شیراز با او آشنا شده بود- عقد اخوت بست و این دوستی و یک دلی تا آخرین روزی که جواد به اسارت نیروهای متجاوز بعث عراق درآمد ادامه داشت.

فعلا کسی دوسش نداشته ?

دیدگاهتان را بنویسید