لحظاتی بامسیح کردستان(۸)

لطفاورود یا ثبت نام پست ها را دوست دارم
اخبار

 

بسم رب الشهدا

شهید بروجردی ناجی کردستان بود__

 

مریم کاتبی از رزمندگان و امدادگران دوران دفاع مقدس:

 

آرامش بروجردی،ترس من راازبین برد

کاتبی در مورد حال و هوای پادگان سنندج گفت:وقتی به پادگان سنندج رسیدم. برای لحظه ای صدای تیراندازی قطع نمیشد. خیلی ترسیده بودم. وحشت زده در حیاط پادگان می چرخیدم که ناگهان یک مرد قد بلند به چشمم خورد. رو برگرداندم و برای اولین بارشهید بروجردی را مقابلم دیدم. نمیدانستم که او کیست، فقط گفتم «برادر من میترسم ». او بالبخند و آرامشی که در چهرهاش داشت، گفت: «اینها برادران ما هستند. برای چه میترسید. » با این حرف شهید بروجردی تمام ترس من فروکش کرد. آن زمان کومله و دموکراتها تا نزدیکی پادگان رسیده بودند ومن از این امر بی اطلاع بودم. شهید بروجردی آن لحظه نگفت که شهر در حال سقوط است.

تیراندازی که تمام شد، شهید بروجردی خودش را معرفی کرد؛ او فرمانده پادگان سنندج و غرب کشور بود. خطاب به وی گفتیم که ما آمدهایم تا به مدت یک هفته برای امداد رسانی به پاوه برویم.شهید بروجردی ازابتدا در نظر داشت تا ما را به مریوان بفرستد و در تامین جاده از ما استفاده کند، اما آن لحظه گفت: «پاوه کشتار و تیراندازی است ما میخواهیمبه مریوان برویم. شما هم اگرمایل باشید میتوانید با ما بیایید. » از آنجایی که در مراسم تشییع شهدای پاوه در تهران شرکت کرده و شنیده بودم که کوموله و دموکراتها پوست بدن انسانها را میکنند،از رفتن به پاوه منصرف شدم و با خوشحالی و تشکر برای این پیشنهاد، گفتم من و دوستم به مریوان میآیم.

 آن زمان نمیدانستم که پاوه و مریوان نزدیک هم هستند و تمام ضدانقلابها از ترس شهید چمران از پاوه به مریوان فرار کرده اند.این پرستار و رزمنده جنگ، شهید بروجردی و متوسلیان را ناجیان کردستان میداند .به جرات میتوانم بگویم که با تدابیر شهید بروجردی و متوسلیان کردستان نجات یافت

فعلا کسی دوسش نداشته ?

دیدگاهتان را بنویسید